اگه دلت پاک هست ...میشه اعتماد کرد . واسه خواستش تلاش کرد.
پشیمون نمی شی.
هیجانات سرکوب شده را در آرامش و سکوت های پرتردید پنهان می کنم...
مدت مدیدی است که همه چیز را انکار می کنم...
اما دیگر از این همه انکار می ترسم ...می ترسم هیچ از احساسم نماند.
چه می خواهد....؟ ...
یخ زده... ...
چرا این همه نبود تو؟! چرا این همه نفهمیدن؟!!
چرا این همه تردید و سستی ،خستگی و نا امیدی ... ؟!
نمی شود . باز هم نمی شود ...
مثل همیشه کوچکتر از آنم که مشکلات بزرگ را حل کنم....
باید پذیرفت و سازش کرد...
تنهایی ام را نمی خواهم قسمت کنم، لحظاتم را نمی خواهم به کسی دهم...
تنها چیزی است که دارم . به هیچ نگاهی اعتماد ندارم.
می خواهم برگزینم.
آزادی را برگزینم...
حضورم برای او را برگزینم...مرگ را برگزینم...اشک را برگزینم...
چرا باید برایت لبخند بزنم... چرا باید شاد باشم ... چرا باید...
من به آنچه هستم راضی ام ... می خواهم همان بمانم که بودم... !
می خواهم تنها باشم...
نمی خواهم جواب پس بدهم! نمی خواهم بدی کنم ! فقط آزدی می خواهم !
فقط بگذارند که خودم باشم...
به من دلنبند ...که دلبسته نمی شوم ...!
به نگاهم خیره نشو ... !
می توانی دوستم داشته باشی ، اما مرا برای خودت نخواه ! قلبم نمی پذیرد...
روحم به جسمم اجازه نمی دهد...
حق می دهم به تو... این منم که نمی توانم...
این منم که می خواهم راه و مسیری دیگر بیابم !
من هم هدیه می دهم به ... ، آزادی را ...
در قلبم محصور نمی کنم ...
با تمام عشق و احساس و دلتنگی ، آزادی را هدیه می دهم.
امام علی (ع)
خدایا به تو پناه می برم که ظاهر من در برابر دیده ها نیکو و درونم در انچه
که از تو پنهان می دارم زشت باشد.و بخواهم با اعمال و رفتاری که تو از
آن اگاهی ، توجه مردم را به خود جلب نمایم و چهره ی ظاهرم را زیبا نشان دهم...
امام علی (ع)
وفا همراه با راستی است، که سپری سپری محکم تر و نگه دارنده تر از ان سراغ ندارم
آن کس که از بازگشت خود به قیامت اگاه باشد خیانت و نیرنگ ندارد.
و افراد جاهل آنان را اهل تدبیر می خوانند.
...آن کس که از گناه و مخالفت با دین پروا ندارد از فرصت ها برای نیرگ بازی ،استفاده می کند.
نیایش امام علی(ع)
خدایا! از من در گذر آنچه را از من بدان دانا تری و اگر بار دیگر به آن بازگردم تو نیز
به بخشایش باز گرد.
خدایا! آنچه از اعمال نیکو که تصمیم گرفتم و انجام ندادم ببخشای.
خدایا ! ببخشای آنچه را که با زبان به تو نزدیک شدم،ولی با قلب آن را ترک کردم.
خدایا! ببخشای نگاههای اشارت آمیز ، سخنان بی فایده ، خواسته های
بی مورد دل و لغزش های زبان را.
000000000000000000000000000000000000000000000000000000000
می توان بلوغ روانی را تعادل بین شهامت و ملاحظه معرفی کرد.
درک دیگران مستلزم توجه و ملاحظه است، در صورتی که جویای تفاهم بودن ، جسارت می طلبد.
سه کلمه اتوس،پتوس،لوگوس در یونان باستان از فلسفه شکوهمندی حکایت می کند...که مفهوم و
مضمون واقعی آن در عبارت "نخست بخواهید بفهمید و انگاه بر دیگران تاثیر گذارید."
اتوس:به عبارت فردی شما مربوط می شود،ایمانی که مردم به صداقت و صلاحیت شما دارند،اعتمادی که
به دیگران القا می کنید.حساب پس انداز عاطفی شما.
پتوس: به همدلی و هم حسی مرتبط است، یعنی در ارتباط با دیگران ، از نظر عاطفی جور و هماهنگید.
لوگوس: به منطق مربوط می شود.به بخش استدلالی اظهارات شما.
بیشتر مردم در ارائه مطالب،با توسل به نیمکره چپ مغز مستقیماً به جنبهء منطقی نقطه نظر های خود
اشاره می روند و می خواهند آنها را متقاعد کنند.
فردی که به شدت افسرده و نومید بود و احساس ناگوارش را به رفتار نامناسب مدیرش نسبت می داد...
پرسید: آقای کاوی_مشاور_
-چرا او نمی خواهد در کارش تجدید نظر کند،با او صحبت کرده ام ،از همه چیز آگاه است ،اما هیچ
واکنشی نشان نمی دهد!
پرسیدم:_چرا به شیوه ای مؤثر نقطه نظرهای خود را مطرح نمی کنی؟
_این کار را کرده ام
_به گمانم برداشتی که هر یک از ما از مفهوم ارتباط مؤثر دارد،با دیگری متفاوت است.مؤثر یعنی کارساز یعنی تولید و قابلیت تولید.آیا تغییری که می خواستی پدید آوردی؟آیا روابط خود را احیا کردی؟آیا از نحوه ارائه مطالب نتیجه ای عایدت شد؟
_همانطور که گفتم کوچکترین تغییری در رفتارش پدید نمی اید و ابداً به سخنانم گوش نمی دهد.
_پس ارتباط مؤثری با او برقرار نکرده ای.باید بتوانی به دنیای درون او وارد شوی و با استفاده از چهار چوب ذهنی اش،به نقطه نظرهای خود تأکید ورزی.باید عقاید و احساس خود را با کلماتی ساده و صادق بیان کنی... اجرای اینها محتاج کمی تمرین است.آیا امادگی این کار را داری؟
_چرا باید این کار را انجام دهم؟
_انتظار داری بدون کوچکترین تغییری در نحوه برخوردت او را واداری تا به طور کامل در شیوه مدیریتش تجدید نظر کند؟اگر چنین است بهتر است سخت نگیری و با شرایط بسازی!!!!!!!
_نمی توانم با شرایط بسازم، چون شخصیت و هوییتم در معرض خطر است.
_بسیار خوب،پس بکوش تا ارتباط مؤثری با او برقرار کنی. این کار در قلمرو حلقه نفوذ توست.
به جای اینکه اندیشه ها،احساسات و عقاید خویش را میزان سنجش و داوری دیگران قرار دهید،نقطه نظرهای خود را روشن و ملموس،در چهار چوب درک و استباط فرد دیگر بگنجانید.حتی ممکن است در تلاش برای درک طرف مقابل نکاتی را بیاموزید که در نحوه برخورد شما تأثیر گذار باشد.
دست عشق از دامن دل دور باد!
می توان آیا به دل دستور داد؟
...
هر کس از خدا خیر خواهی طلبد،توفیق یابد و آن کس که سخنان خدا
را راهنمای خود قرار دهدبه راست ترین راه هدایت خواهد شد.همانا
همسایه خدا در امان و دشمن خدا ترسان است.آن کس که عظمت خدا
را می شناسد سزاوار نیست خود را بزرگ جلوه دهد،پس بلندی ارزش کسانی
که بزرگی خدا را می دانند در این است که برابر او فروتنی کنند.علی (ع)
عشق حقیقتی است ناشی از روح و معنویت که تمام مادیات را در می نوردد و به
عالم مجردات می پیوندد و می تواند جهان ماده و نیروهایش را با خود هماهنگ سازد.
عشق حقیقی، عقل محض است و نگاهی بصیرانه دارد. حقیقت از حق است
و حق پایدار می ماند.
عشق حقیقی ...مغزی متفکر و اندیشمند می خواهد که تمام پیام های قلب
را به درستی دریافت کند.
جهان ماده یک سد عظیم برای عقل محسوب می شود ، که خواجه شیراز گفت:
" حجاب چهره جان می شود غبار تنم خوشا دمی که از آن چهره پرده بر فکنم
چگونه طوف کنم در فضای عالم قدس که در سراچه ی ترکیب تخته بنـــــــــــد تنم "
عشق، در می نوردد تمام مرزها را ...
این اوج عشق است...
و گویا همین گونه اندیشید سهراب که ...
"....عشق صدای فاصله هاست "
خداوند سرنوشت هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد، مگر آنکه آنان خود دست به
تغییر درونی خود زنند.
"رعد – 11"
سرنوشت هر کسی را "شخصیت" او تعیین می کند.
زندگی با مرگ از میان نمی رود. زندگی ، دقیقه به دقیقه ، روز به روز با هزارها
طریق ،غفلت و بی توجهی از میان می رود.
"یه بنده خدایی"

